حبيب الله الهاشمي الخوئي

257

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

وقسم بخدا كه نبودند هيچ قومي هرگز در طراوت نعمت از زندگانى دنيا پس زوال يافت آن نعمت از ايشان مگر بسبب گناههائى كه كسب گردند آن را از جهة اين كه خداوند عالم نيست صاحب ظلم بر بندگان ، واگر مردمان در وقتي كه نازل بشود بايشان عقوبتها وزايل بشود از ايشان نعمتها پناه ببرند بسوى پروردگار براستى از نيّتهاى خودشان وفرط محبّت از قلبهاشان ، هر اينه باز گرداند حق سبحانه بسوى ايشان هر رميده از نعمتها را ، واصلاح مىفرمايد از براي ايشان هر فاسد از اموراترا ، وبدرستى كه من مىترسم بر شما اين كه باشيد در حالت أهل جاهليّت ، وبتحقيق كه واقع شد كارهائى كه گذشت ميل كرديد در آن أمور از جادّه شريعت ميل كردني ، در حالتي كه بوديد در آن أمور در نزد ما پسنديده ، واگر باز گردانيده شود بر شما كار شما هر آينه مىباشيد از أهل سعادت ، ونيست بر من مگر بذل وسع وطاقت ، واگر بخواهم بگويم هر آينه مىگفتم كه عفو فرمود خداى تعالى از آنچه كه گذشت . ومن كلام له عليه السّلام وهو المأة والثامن والسبعون من المختار في باب الخطب وهو مروىّ في الأصول المعتبرة كالكافي والتوحيد والاحتجاج والارشاد بطرق مختلفة باجمال وتفصيل واختلاف تطلع عليه بعد الفراغ من شرح ما أورده السيّد ( ره ) . وقد سئله ذعلب اليماني فقال : هل رأيت ربّك يا أمير المؤمنين فقال عليه السّلام : أفأعبد ما لا أرى قال : وكيف تراه قال عليه السّلام : لا تدركه العيون بمشاهدة العيان ، ولكن تدركه القلوب بحقايق